شيخ ذبيح الله محلاتى
187
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
هم دختر حوا بود هم مادر آدم * هم خالق عيسى بد هم وارث مريم ذاتش غرض از عالم و از خلقت عالم * ايجاد مؤخر شد و موجود مقدم خادم بر خدام درش موسى و آدم * حاجب بر حجاب رهش يونس و يوشع اى مطلع شمسين امامت فلك تو * مهمان همه آفاق بنان و نمك تو معيار بد و خوب عيان از محك تو * افلاك و ملائك ملكوت و ملك تو عقل آيتي از حاسهء مشترك تو * خور زرهاى از جلوه آن مهر مشعشع ذاتت شده مرآت عنايات الهى * اوصاف تو و لطف خدا نامتناهى ايجاد ز امداد وجود تو مباهى * بر عصمت تو ذات خداوند گواهى اجراى قضا را كه شد از امر الهى * از نزد تو مبدا به دو از سوي تو مرجع مستورهء خلاقى و محبوبهء خالق * مخلوق خداوندى خلاق خلايق ز امكان بر امكان شده ايجاد تو سابق * زينسان كه حدوثت بقدم گشته ملا حق حادث بغيوض قدمت آمده واثق * كايجادى موجودي مبدئى و مقطع بردند و نكردند ز نبي شرم و ز حق باك * حق على و مسند شاهنشه اولاك گرديد كبود از غم بانو رخ افلاك * نيلى چه ز سيلى عمر شد رخ آن پاك شد مصرع خورشيد ز افلاك روي خاك * تا ضرب لگد محسنش افكند بمصرع بشكست عمر قائمهء عرش برين را * افكند به گردن چه رسن حبل متين را از آتش در سوخت در خانهء دين را * از سيلي كين كرد سيه نور مبين را چون برد به مسجد شه بىيار و معين را * آمد ز قفا مهر بر انداخته برقع